هو الحق

دختر خیلی خوبی بود اما عدم معرفت و آشنایی باعث شده بود که بعضی چیزها را رعایت نکند. یک ماهی بود که با هم هم اتاق شده بودیم و در طول این مدت می دیدم که حجابش را کامل رعایت نمی کند بدتر اینکه مانتوی آستین سه ربع می پوشید و برایش مهم نبود که دارد گناه می کند یعنی به گناه آن اهمیت نمی داد. کارم را اینجور شروع کردم که اول خاطره اولین باری را که خودم ساق دست پوشیدم و برکاتی که این پوشش بهم داده را بهش گفتم و اینکه چقدر احساس آرامش و امنیت دارم با حجابم و مهمتر اینکه خیالم راحته که از طرف من مردی به گناه نمی افتد خیلی مشتاق شد و دلش آماده پذیرش شد روز بعد به فروشگاه خوابگاهمان رفتم و برای دوستم ساق دست خریدم و بهش هدیه دادم. خیلی خوشحال شد و از آن روز ساق دست پوشید.


با تشکر از واحد خواهران جنبش حیا که خاطره شان را برای ما ارسال کرده اند.


لطفا خاطرات خود را در مورد امربه معروف و نهی از منکر به آدرس زیر برای ما بفرستید.
jhayamashhad@gmail.com